به گزارش سلامت نیوز اسماعیل شریعت،فعال صنفی حوزه پرستاری طی یادداشتی به سلامت نیوز نوشت : چگونه تعرفه خدمات روانشناسی و مشاوره از تعرفه خدمات پرستاری برای بیماران بدحال بالاتر ارزشگذاری شده است؟
چگونه یک جلسه مشاوره ۴۵ دقیقه ای، ارزشی بیش از ۲۴ ساعت مراقبت حیاتی یک پرستار از بیمار دارد!
تعیین تعرفه خدمات روانشناسی و مشاوره برای سال ۱۴۰۴، بار دیگر مسأله بیعدالتی در نظام سلامت را برجسته کرده است. بر اساس مصوبه اخیر هیات وزیران، تعرفه خدمات مشاوره روانشناسی در مقطع کارشناسی ارشد ۵ میلیون و ۳۵ هزار ریال و در مقطع دکتری ۶ میلیون و ۲۰۰ هزار ریال تعیین شده است. این ارقام نشان میدهد که هزینه یک جلسه ۴۵ دقیقهای مشاوره، بهمراتب بالاتر از تعرفه ۲۴ ساعت مراقبت مستمر از بیماران بدحال توسط پرستاران تعیین شده است.
چگونه یک جلسه مشاوره، ارزشی بیش از ۲۴ ساعت مراقبت حیاتی یک پرستار دارد؟
این سؤال اساسی مطرح است که شورای عالی بیمه سلامت، بهعنوان نهاد اصلی سیاستگذاری در تعیین تعرفههای درمانی، بر چه اساسی ارزشگذاری خدمات را انجام داده است؟ چرا هزینه یک جلسه ۴۵ دقیقهای مشاوره در مراکز خصوصی تا ۶۰۰ هزار تومان تعیین شده، اما تعرفه ۲۴ ساعت مراقبت از بیمار بحرانی توسط یک پرستار، به مراتب خیلی پایینتر از این نرخ ارزشگذاری میشود؟ این تفاوت فاحش چگونه با عدالت در نظام سلامت همخوانی دارد؟
پرستاران، بهویژه در بخشهای مراقبت ویژه و اورژانس، در سختترین شرایط، مسئولیت حفظ جان بیماران را بر عهده دارند. آنها تحت فشار شدید جسمی و روانی، با حجم کاری بالا و کمبود نیرو، مشغول ارائه خدمات حیاتی هستند. چگونه ممکن است که این تلاشهای شبانهروزی، در ساختار تعرفهگذاری خدمات درمانی، کمارزشتر از یک جلسه مشاوره ۴۵ دقیقهای محسوب شود؟ آیا این وضعیت، مصداق بارز بیعدالتی و بیتوجهی به جایگاه پرستاران در نظام سلامت نیست؟
سکوت سازمانهای پرستاری؛ مطالبه حقوق پرستاران بر عهده چه کسی است؟
مسألهای که این بیعدالتی را تلختر میکند، سکوت سازمانهای مطالبهگر پرستاری از جمله سازمان نظام پرستاری و شورای عالی آن است. این سازمانها که باید مدافع حقوق قانونی پرستاران باشند، چرا در برابر چنین بیعدالتی آشکاری واکنشی نشان نمیدهند؟ اگر این نهادها که بهعنوان نمایندگان صنفی پرستاران تشکیل شدهاند، در برابر تصمیمات ناعادلانه و تبعیضآمیز سکوت کنند، پس چه نهادی قرار است از حقوق پرستاران دفاع کند؟
این سکوت، دلایل متعددی دارد که از جمله آنها میتوان به ضعف در مدیریت، عدم استقلال کافی، نفوذ برخی جریانهای غیرپرستاری در تصمیمگیریهای سازمان، و نبود اراده جدی برای تغییر اشاره کرد. سازمان نظام پرستاری، بهعنوان نهادی که باید بر سیاستهای پرستاری در کشور نظارت کند، تا چه حد توانسته در سالهای اخیر صدای واقعی جامعه پرستاری باشد؟ چرا در برابر این تصمیم ناعادلانه، موضعگیری قاطع و مطالبهگری مؤثری دیده نمیشود؟
لزوم شفافسازی و اصلاح نظام پرداخت در سلامت
سؤال اینجاست که چه نهادی مسئول نظارت بر عملکرد شورای عالی بیمه سلامت است؟ چرا این شورا، که باید بر مبنای عدالت، تعرفههای خدمات را تعیین کند، همواره پرستاران را نادیده میگیرد؟ آیا خدمات روانشناسی و مشاوره ارزشمند هستند؟ بدون شک، بله. اما چرا خدمات پرستاری که از ارکان حیاتی نظام سلامت محسوب میشود، با این سطح از بیتوجهی مواجه است؟
تداوم این رویکرد ناعادلانه، نهتنها باعث کاهش انگیزه پرستاران، بلکه موجب افزایش مهاجرت آنها از کشور خواهد شد. بسیاری از پرستاران به دلیل عدم تناسب میان حقوق و سختی کار، تصمیم به ترک این حرفه گرفته یا به خارج از کشور مهاجرت میکنند. این روند، مستقیماً کیفیت و کارآمدی نظام سلامت کشور را تهدید خواهد کرد.
همانطور که مقام معظم رهبری بارها تأکید کردهاند، شأن و منزلت پرستاران باید حفظ شود. این امر، نه با شعار، بلکه با اصلاح واقعی در سیاستهای تعرفهگذاری و نظام پرداخت ممکن خواهد بود. اکنون زمان آن رسیده است که سیاستگذاران حوزه سلامت، نگاه خود را از رویکردهای غیرکارشناسی دور کرده و با نگاهی واقعبینانه، عدالت را در نظام تعرفهگذاری برقرار کنند. در غیر این صورت، آسیبهای جبرانناپذیری متوجه نظام سلامت کشور خواهد شد.
نظر شما